احمد مجد الاسلام كرمانى
162
سفرنامه كلات ( فارسى )
كنند و اينحرفها موقوف شود . از اين صحبت من حضرت اشرف برآشفت و سخت اعتراض كرد و گفت : چه قانونى ميخواهيد جارى كنيد ، مگر ما خودمان قانون نداريم تمام دول روى زمين اعتراف دارند كه قانون ما از تمام قوانين عالم بهتر است حالا چه دليل دارد كه او را بهم بزنيم و از كفار تقليد نمائيم بنده جواب دادم احدى شبهه ندارد كه قانون اسلام از هر قانونى بهتر است ولى حرف اينجاست كه اين قانون تاكنون در ايران اجرا نشده است چرا كه مبنى قانون خدا بر مساوات است كه فرقى ميانه قوى و ضعيف و غنى و فقير نگذارند دزد هركه باشد و دزديش هرچه ، بايد دستش را بريد حالا بفرمائيد كى اين حكم در ايران كه در اغلب ولاياتش شخص حضرت اشرف حكومت فرمودهاند ، اجرا شده است ؟ گذشته از اين قرآن مشتمل بر تمام جزئيات نيست و احكام كليات را دارد و همه كس نميتواند از قرآن استنباط حكم نمايد اما از انصاف حضرت اشرف ميپرسم كداميك از اين حكام مملكت مىتوانند ظاهر قرآن را بفهمد چه جاى باطن آن ؟ حالا چه ضرر دارد دانايان مملكت بنشينند و قوانين دين اسلام را فارسى ساده بنويسند و طبع كنند كه هم تكليف حاكم معلوم باشد و هم تكليف محكوم تا هيچ كس مظلوم نشود ، مثلا اگر قانون در مملكت بود امشب ما سه نفر در حضور محترم از جواب فرمايش شما كه از گناه ما سؤال ميفرمائيد عاجز نبوديم و ميتوانستيم بگوئيم فلان گناه را كرديم و به حكم قانون محبوس شديم بعلاوه قانون مدت حبس را معين مينمايد نه اينكه فقيه فاضلى مثل مجد الاسلام كرمانى و تاجر صاحب آبروى محترمى مثل آقا ميرزا آقاى اصفهانى در بلاد خارجه محترما زندگانى كرده و غيرتمندى مثل حاجى ميرزا حسن رشديه كه صاحب شرف اوليت تأسيس مكاتب مليه در ايران شده است و وزراى بزرگ احترامات او را نگاه ميدارند در گوشه زندانى تنگ و تاريك و كثيف با اشخاصيكه كارشان دزدى و راهزنى و آدم كشى بوده است هم محبس باشند آيا كدام قانون كدام انصاف يا كدام بربريت